|
بڵێسه ی زریان
من له عێشقهوه فێر بووم كه ئازادم,ئازادم و ئیجازهم ههیه له دهریا بدوێم
| ||
|
من پیشمرگ کردم و تفنگم از خون میروید من شعله وار در خرمن شب زبانه میکشم من گرم و آتشین به انجماد فصل سرد میوزم من مهربان گلهای خونم را بر گیسوان کودکان گرسنه مینشانم من تلخ تلخ تلخ چونان خیزاب نفرت از دهانه زخم ناسور سرزمینم فواره میزنم من پیشمرگ کردم تو مرا میشناسی تو مرا میشناسی من عصارۀ خشم رنجبران جهانم من از سالالۀ ستاره های کهکشانم من پیشمرگ کردم قلبم برای تو میتپد ای دورترین انسان رنج دیدۀ زمین کردستان این سرزمین خون و حماسه اینک قلب خونین ایران است که آزادی را پر جوش و خروشان فریاد میزند من پیشمرگ کردم وتفنگم از پیشانی آسمان گذر خواهد کرد قلبم برای تو میتپد ای دورترین انسان رنج دیدۀ زمین قلبم برای تو میتپد و شعر بزرگ آزادی را با خون خویش برای تو میسرایم [ پنجشنبه هفتم مهر 1390 ] [ 23:18 ] [ دیااکو مرادی علی آبادی ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||